آمریکا؛ "دلارکراسی"، "الیگارشی رباخواران یهود"، غارت سیستمیک "جهان" (آمریکا، همان اسرائیل است)
نشست (تفکیک آمریکا از اسرائیل، یک توهم بزرگ در دیپلماسی)
بسمالله الرحمنالرحیم
بحث مذاکرات و نظم نوین جهانی و مواجهه ما با چه آمریکایی و امثال اینها، عنوانی بود که دوستان به من فرمودند.
حالا که ترامپ زحمت بسیاری از توضیحات و تبیینها را از روی دوش شما برداشته است. گوریل زرد بدترکیب قشنگ توی چشم همه دنیا نگاه میکند و به همه توهین میکند، این کمک بزرگی برای ماست. کل دنیا را ضدآمریکایی میکند. یعنی الان اروپا، کانادا، مکزیک، گرینلند، دانمارک، همه به او فحش میدهند. یک آمریکای بدون استخوان و چربی، یک آمریکای لخت و لخم، این است. آمریکای واقعی همین است.
او چندی پیش هم به ایران دستور داد، نمیدانم یک کسانی که اینجا مذاکره میگویند، اصلاً با چه رویی نه برای دیگران، بلکه با خودشان تنهایی در خلوت خودشان با خودشان چه میگویند؟ دیروز هم اعلام کرد که کل این آتشبسی که امضا کردند بیخود بوده است. من حوصله ندارم چند هفته معطل تبادل اسرا و فلان باشیم. همه را باید تا دو سه روز دیگر، تا شنبه آزاد کنند، وگرنه او اقدام میکند. اسرائیل هم دیشب اعلام کرد ما هم بهم میزنیم.
خب این موج نفرت بیسابقهای که علیه اسرائیل و آمریکا در جهان بپا خاست که از اول تأسیس این رژیم اشغالگر، اینقدر نفرت نبود و اینقدر بیآبرویی نبود. انشاءالله ترامپ بماند سر کار. او بسیاری را از تحلیل و استدلال که چرا مذاکره نه و چرا چی، راحت میکند. اینهایی که اینجا هی مذاکره، مذاکره میگویند، طبق خبری که در البته رسماً اعلام نکردند چون شاید جرأت نمیکنند و بعداً هم میخواهند پس بگیرند، هفت شرط ترامپ برای ایران گذاشته است که اینها را انجام دهید، بعد مذاکره را شاید شروع کند. مذاکره را بعد برای چه میخواهی؟ ته بدترین مذاکرهها، تحقق این شروط توست. اینها قبل مذاکره باید گفته شود که پیامی داده است هفت شرط را. در دور قبل هم دوازده شرط گذاشته بود.
شرطهای او چه چیزهایی هستند؟ ۱) اگر میخواهیم مذاکره را شروع کنیم، کل مراکز غنیسازی و حتی چرخه مواد اولیه، همهاش کلاً باید تعطیل شود. ۲) تمام امکانات و فعالیتهای شما، حتی نیروگاه بوشهر، باید زیر نظر آمریکا باشد. ۳) ساخت موشکهای میانبرد و دوربرد باید به طور کامل متوقف شود و همه موشکها از بین بروند. ۴) تمام کارخانهها و صنایع شما هم باید تعطیل شود. ۵) کل موشکهای بالستیک و کروز ایران باید جمعآوری و تحت نظر آمریکا منهدم شوند. ۶) تمام مراکز تحقیق و توسعه فناوری فضایی و ماهوارههای ایران به طور کامل تحت کنترل آمریکا قرار میگیرند یا نابود شوند. ۷) محور مقاومت باید به طور کامل منحل شود و جبهه مقاومت در عراق و لبنان و غزه و امثال اینها را باید تحویل دهید. ۸) هیچ آمریکایی و اروپایی نباید به هیچ دلیلی در ایران بازداشت شود. - یعنی دوباره کاپیتولاسیون - و تحت تعقیب قضایی قرار بگیرد. ما با اینها طرف هستیم. اینها را باید به مردم گفت، چون بعضیها خیال میکنند که آمریکا یک کشور معمولی است، منتهی ثروتمند و قدرتمند است و چون ما مرگ بر آمریکا میگوییم و مذاکره نمیکنیم، منشأ این مشکلات اقتصادی ما آمریکاست و این که مرگ بر آمریکا میگوییم. یعنی چهار دروغ! نه این مشکلات اقتصادی علت آنها هستند، اینها یکی از دلایل، بخشی از این مشکلات است. اصلش نیست. نه این مشکلات قبل از هستهای نبوده است، از اولی که انقلاب پیروز شد بوده، کم و زیاد شده است. نه او حاضر است اصلاً با شما مذاکره بکند، بخصوص مذاکره برابر، نه اگر مذاکره بکند، تعهد به دردبخوری میدهد. نه اگر بدهد، به آن عمل میکند. نه اگر عمل بکند، مشکل اقتصادی شما حل میشود. چهارتا هم نبود هفت دروغ بود.
یکی از چیزهایی که باید برای بخشی از مردم که خیلی مسائل سیاسی را نمیفهمند، اخبار را تحلیل ندارند، پای فضای مجازی، ماهواره و امثال اینها مینشینند و هرکس هرچه بگوید، آن را میپذیرند. باید برای آنها اینها را توضیح داد. اصلاً من معتقدم اگر آنچه هست درست تبیین شود، نیازی به آنچه باید گفتن نیست. هست و نیست را که بگویی، باید و نباید را هر آدم عاقلی که یک حداقل وجدان و شرف را داشته باشد، خودش میفهمد. خبر ندارند و فکر میکنند که آن طرف دارد میگوید بیایید در بغل من تا مشکلاتتان را حل کنم. این طرف هم میگویند نه، ما توی بغل شما نمیآییم! مذاکره، مذاکره.
بعد هم من نمیدانم منظور آنها از مذاکره چیست؟ چون مذاکره یعنی با هم حرف بزنیم. هجده سال مذاکره بود. دو سال آخر که دیگر بدترین مذاکرهها و واقعیترین آن بود و هیچی ندادند. باز میگوید مذاکره. پس در این ۱۸ سال این کارهایی که میکردید چه بود؟ اینها مگر مذاکره نبود. منظور آنها از مذاکره مثل این که کار دیگری است.
نکته دوم این است که مردم در دنیا و در بسیاری از جاها، حتی سیاسیون و خواص، آمریکای واقعی را نمیشناسند. حتی کسانی که در آمریکا بزرگ شدند. این اواخر این "سندرز" که به حساب چپ در کنگره آمریکاست، میدانید که چپشان هم میلیاردر است. یعنی سندرز که چپ است، میلیاردها ثروت دارد. آنها ثروتمند هستند. اینها خوبشان هستند که طرفدار فقرا و امثال اینهاست. آمریکای واقعی یک کشور نیست. دموکراسی دروغ است. پشت صحنه دست به دست شدن قدرت بین فراکسیونهای یک حزب است و آن حزب سرمایهداران یهودی است. بسیاری در ایران این را نمیدانند. در دنیا هم این را نمیدانند.
من یک نمونه از حرفهای او را میگویم. این سندرز که تا حالا بخشی از مسائل را میگوید. بعضی خیال میکنند که آمریکا دموکراسی بزرگ و امثال اینهاست. من که خودم جزو الیت این حکومت هستم. من که در جریان همه چیز هستم. حکومت واقعی در آمریکا الیگارشی است نه دموکراسی. الیگارشی یعنی اقلیت سرمایهدار حکومت میکنند و الیگارشی سرمایهداران یهود است. همه تحت کنترل اینها هستند. این واژه به ندرت برای توصیف دموکراسی یا سیاست آمریکا استفاده میشود. اما الیگارشی این پدیدهای به تمام معنا واقعی است و کسی حق ندارد درباره آن صحبت بکند. تعداد بسیار معدودی از سوپرمیلیاردرها مالک اقتصاد آمریکا و بخش مهمی از اقتصاد جهان هستند. قیمت نفت و طلا را کنترل میکنند. بزرگترین بانکهای دنیا اینها هستند. بقیه بانکها باید خودشان را با اینها تطبیق بدهند وگرنه ورشکست میشوند. کمپانیهای اصلی هالیوود، سینمای غرب و جهان دست اینهاست. دانشگاههای اصلی و مشهور در آمریکا و اروپا متعلق به این سرمایهداران یهود هستند. به طور فزاینده از طریق یک سیستم تأمین مالی، کمپینها، اهرمهای اصلی حکومت در آمریکا را در اختیار دارند. جنگ و صلح و سیاست خارجی آمریکا در اتاق آنها تصمیمگیری میشود. کارخانههای بزرگ اسلحهسازی متعلق به این افراد هستند. حالا تعدادشان چقدر است؟ ممکن است خیال کنید چند هزار یا چند صد نفر هستند. ببینید چه میگوید! پنج میلیارد نفر مردم جهان در سال ۲۰۲۰ فقیرتر شدند. پنج میلیارد از هفت- هشت میلیارد، یعنی اکثر بشر، در این سال ۲۰۲۰. او این حرفها را در سال ۲۰۲۴ زده است. میگوید در همین چهار سال، پنج میلیارد مردم جهان فقیرتر شدند. ثروت پنج نفر میلیاردر یهودی در آمریکا، با نرخ چهارده میلیون دلار در ساعت، در همین چهار سال ثروت آنها دو برابر شد! آن پنج میلیارد نفر، این پنج نفر.
ایلان ماسک از زمانی که انتخابات را شروع کرد میگوید ۱۲۰ میلیارد دلار پول و سرمایه برای انتخابات اخیر گذاشت چون مطمئن است ۳۰۰ میلیارد دلار برداشت خواهد کرد. "جف بزوس" نفر دوم، فقط در ماه گذشته، ۶۷ میلیارد دلار ظرف یک ماه ثروتمندتر شد. "مارک زاکربرگ" در همین چند ماه، ۹۰ میلیارد دلار بر ثروتش افزوده شد. میگوید فقط پنج تا میلیاردر هستند که هر روز دارند ثروتمندتر میشوند. یعنی ساعت میزند، روز میزند، بدون این که خدمات جدیدی ارائه کنند.
در ده سال گذشته، یک درصد ثروتمندترین از جمعیت جهان، ۴۲ هزار میلیارد دلار، ۴۲ تریلیون دلار ثروت جدید به دست آوردند، در حالی که ثروت بیش از نیمی از مردم همان کشور یا تغییری پیدا نکرد یا کمتر شد. امروز ۱ درصد بالای جامعه آمریکایی از ۹۵ درصد دنیا بیشتر ثروت دارند و این ثروت همان کسانی است که غارت میکنند. غارت سیستمیک! ثروتمندترین افراد جهان بیش از ۳۲ تریلیون دلار، ۳۲ هزار میلیارد دلار، در پناهگاههای مالیاتی در داخل و خارج آمریکا مخفی میکنند تا از پرداخت مالیات حداقلی نیز معاف باشند. دولتها کمبود بودجه دارند. مشکلات شهروندان آمریکایی حل نمیشود.
میگوید وقتی کسی به پزشک عمومی در آمریکا مراجعه میکند، سرماخورده است و میخواهد دکتر او را معاینه کند، ۲۱ روز به طور متوسط طول میکشد تا بتواند به پزشک مراجعه کند. تا ۲۱ روز دیگر یا خوب شده یا مرده است! تریلیونها دلار بدون یک سنت مالیات، دارد رد و بدل میشود. سوپر میلیاردرها پول خرج میکنند، از ثروت خود محافظت میکنند، نماینده به سنا و مجلس به کنگره میفرستند، فرماندار تعیین میکنند، قاضی نصب میکنند، مقامات وزارت و پستها را بین آدمهای خودشان تقسیم میکنند. میلیاردرهای آمریکا پنج دههزارم درصد جمعیت هم نیستند، اما نزدیک ۲۰ درصد هزینههای انتخابات ۲۰۲۴ که این یارو آمد توسط یکی - دوتا از آنها فقط ۲۰ درصد آن پرداخت شد. از قبل هم تضمین دادند که باید حداقل دو- سه برابر این به آنها در فاصله کوتاهی برگردد!
تعداد بسیار محدودی کل انتخابات را شارژ میکنند و پول زیادی خرج میکنند. انتخابات را خرید و فروش میکنند. نمایندگان کنگره و حتی رئیسجمهورها خرید و فروش میشوند. قانونها خرید و فروش میشوند. ۱۵۰ خانواده میلیاردر، نزدیک ۲ میلیارد دلار برای خرید همین انتخابات هزینه کردند. فقط ایلان ماسک ۲۷۷ میلیون دلار در یک قلم در حمایت از ترامپ در یک جلسه هزینه کرد. نتیجه سرمایهگذاری او را دیدیم. برای او خیلی خوب کار کرد. میگوید تمام شرکتهای اسلحهسازی آمریکا، شرکتهای نظامی، متعلق به چندتا از همین سرمایهداران یهود است. شرکتهای بزرگ نظامی بیش از ۳۸ میلیون دلار در این چرخه انتخاباتی در یک قلم برای تبلیغات پول ریختند. بودجه نظامی هزار میلیارد دلاری با مقادیر زیادی هدررفت و فساد مالی تأمین میشود. آیپک که مرکز ۴۰۰- ۵۰۰ تا سرمایهدار یهود هستند که ۸۰ درصد اقتصاد آمریکا و بخش مهمی از اقتصاد اروپا و دنیا دست اینها است.
در آمریکا اگر کسی یک کلمه علیه اسرائیل حرف بزند، امکان ندارد، ولو بالاترین مقامات هم باشد امکان ندارد بتواند ادامه بدهد. هم آبروی او را میبرند، هم بیچارهاش میکنند؛ - اینهایی که میگویم اسناد مختلف و اشخاص مختلف هستند- و بعد جالب است میگوید تا ترور افراد هم میروند، گفتند هم قضیه واترگیت و هم ترور کندی هر دو به این علت بود که نیکسون و کندی با این که با اسرائیل همراهی میکردند، یک جایی یک مختصر لگد انداخته بودند، و او ترور شد و این هم قضیه واترگیت میشود. میگوید هیچ اتفاق مهمی در آمریکا نمیافتد مگر این که باید به منافع اینها مربوط باشد! همه میدانند در هالیوود، سینما، هنر، در دانشگاهها، روزنامهنگاران، روشنفکران، انتخابات، همه میدانند باید مراقب حرف زدن خود در مورد اسرائیل باشند وگرنه برای انتخابات پول نخواهند داشت. پولها سمت رقیبشان میرود و خودشان هم در رسانهها بیآبرو میشوند و شغل و امکاناتی هم که هست را از آنها میگیرند. اگر خیلی محکم هم بایستند تا خطر حذف فیزیکی نیز هست. اینها حکومت آمریکاست.
شما خیال میکنید این که هم جمهوریخواه و هم دموکرات، قبل انتخابات و بعد انتخابات، به اسرائیل میروند و بیعت میکنند برای چیست؟
میگوید آیپک یک سوپر تأمینکننده میلیاردرها است. میگوید فقط در انتخابات کنگره، یک کسی داشت نماینده میشد که با این که طرفدار اسرائیل و مخالف فلسطینیهاست، ولی در قضایای یک سال اخیر گفته بود که اینقدر بمباران نکنید. یک کلمه اینجوری گفته بود. اینها بد هستند. فلسطین، حماس، اینها تروریست هستند. حق با اسرائیل است. آفرین! ولی دیگه مثلاً ۵۰ هزار مثلاً نکشید، کمی فشارش را کم کند. میگوید این یک کلمه را انتقاد کرد. آیپک بیش از ۱۰۰ میلیون دلار برای شکست دادن چند عضو کنگره که منتقد سیاستهای نتانیاهو بودند و منتقد به این جنگ وحشتناک غزه بودند، آن هم با کلمات خیلی ملایم، ۱۰۰ میلیون دلار هزینه کردند برای این که این چند نفر این دفعه دیگه به کنگره نیایند و نیامدند. آنها را حذف کردند. نیازی نیست شما دکترای علوم سیاسی داشته باشید تا بفهمید در آمریکا چیزی به نام دموکراسی واقعیت ندارد. اینجا دلارکراسی است! ما این نیستیم که دور هم جمع میشویم و تصمیم بگیریم. مردم ایالات متحده نیستند که درباره آینده خودشان تصمیم میگیرند. این الیگارشی است. الیگارشی که آمریکا و جهان را در خطر انداخته است.
او درباره تغییرات در حوزه تغییرات اقلیمی میگوید. لایه اوزون و آب و هوا و گازهای گلخانهای از اینها هستند. بیماریهای بزرگ و خطرات بهداشتی از ایدز و آنفولانزای گاوی و مرغی و خوکی و خری تا کرونا، میگوید پشت آنها اینها هستند به اینها یک جورهایی وصل است! استاندارد زندگی کارگران به شدت پایین آمده است و به اینها مربوط است. آیا با وجود اینها میتوان فقر را در آمریکا از بین برد؟ در حالی که بین ۵۰ تا ۶۰ میلیون نفر گرسنه واقعی هستند، نه گرسنه شاعرانه! میگوید اگر کوپن به آنها داده نشود، آن روز اینها گرسنه میخوابند. کوپن را هم اگر به آنها میدهند برای این است که شورش نکنند، نه برای این است که سیر شوند! نحوه عملکرد این الیگارشی را باید به نقد بکشیم. سلطه ثروتمندان بر اقتصاد و سیاست و سبک زندگی مردم ما. راجع به پناهگاههای مالیاتی که استفاده میشود و میلیاردها دلاری که هیچ کس نمیداند از کجا به کجا میرود، این پولشویی. میبینید این FATF که میگویند باید ببینیم یک وقت پولشویی نشود، مراد آنها این است که پول به حزبالله و امثال اینها نرسد.
معاون وزیر خارجه انگلیس در یک جلسه خودش گفته بود و خبرش نیز الان در رسانهها موجود است. بزرگترین پولشوییهای جهان در مناطق تحت کنترل آمریکا و ما، یعنی انگلستان دارد صورت میگیرد. قهرمانان پولشویی دنیا خود ما هستیم. میگوید در آمریکا کسی نمیداند که اینها چقدر پول کجا، چرا دادند و به چه کسی دادند؟
و در دولت ترامپ، این الیگارشی از دولتهای قبل نیز قویتر و مسلطتر است. برخی از باهوشترین افراد و ثروتمندترین افراد و دروغگوترین افراد بر مردم ما حکمرانی میکنند.
خب حالا یکی از چیزهایی که به نظرم باید ما نگوییم و از قول خودشان با سندهای اینها گفته شود تا مردم فکر نکنند که آمریکا کشوری مستقلی است. دولت آمریکا، دولت ملت آمریکا نیست. اینها حاضر هستند ملت آمریکا را هم فدای صهیونیستها بکنند. دیدید که ترامپ چه گفت. گفت غزه هم مثل بنگاه معاملاتی است. برای خودم هست آنجا را میخرم و آنجا هتل میسازم و همه مردم غزه هم باید به اردن بروند! اصلاً از قبل، بیش از نصف جمعیت اردن فلسطینیها بودهاند. در دور قبل اینها را بیرون ریختند این بیچارهها جایی را نداشتند اینها به اردن رفتند. بیش از نصف جمعیت اردن فلسطینیها هستند. فلسطینیهایی که ۵۰ سال پیش آواره شدند که بابای همین یارو، اردن، اینها را قتل عام کرد (به نام سپتامبر سیاه) نامیدند. هزاران فلسطینی را کشت. این را اول گفت نه نیایند، ترامپ که دستور داد- صبح در خبرها دیدم که گفته بیایید بالاخره مهمان حبیب خداست- تشریف بیاورید و غزه را هم تحویل بدهید! چندتا سند را من برای شما میخوانم.
سرخاخام معبد سینهگوگ، این حدود ۲۰- ۳۰ سال پیش این جمله را میگوید. میگوید سرزمین موعود ما در واقع آمریکاست. سرزمین موعود اینجاست. فلسطین و اسرائیل و امثال اینها را ما ساختیم و درست کردیم برای این است که بر جهان اسلام و عرب تسلط تحقیرآمیز داشته باشیم. سرزمین موعود واقعی برای ما آمریکاست. از وقتی آمریکا راه افتاد، وضع ما درست شد. وگرنه ما را در اروپا، مردم اروپا، مسیحیها همه ضد یهود هستند. فقط هیتلر نبود. هیتلر را هم میدانید مادربزرگش یهودی بود و خودش هم یهودی بود، یعنی ریشههای خانوادگی از یک نسل قبلش، یهودی است. میگوید اصلاً این فقط مسئله هیتلر با یهودیها نبود کل مردم اروپا و مسیحیها کلاً از ماها، از یهودیها متنفر هستند و میگویند هرجا رباخواری و دروغگویی و کلاهبرداری است، یهودیها هستند. هر جا یهودیها هستند، اینها هست.
حتی بعضیها میگویند یک دلیل تشکیل فلسطین این بود که بر قلب جهان اسلام مسلط شوند، یک دلیل آن هم این بود که میخواستند خودشان از شر یهودیها خلاص شوند. چون میدانید مسیحیها معتقدند حضرت عیسی را که پیغمبر نمیدانند، میگویند این پسر خداست. او آمده زمین و بعد رفته است. این خدای ما را یهودیها کشتند، به صلیب کشیدند. یهودیها هم میگویند حضرت عیسی – نعوذبالله- دجال کلاهبردار بود. مسیح نبوده، مسیح هنوز نیامده است، بعداً میآید، ما منتظر مسیح هستیم. این مسیح نبوده، او دجال بود. لذا مسیحی و یهودی از همان ابتدا دشمنان خونخوار هم بودند. همیشه هم علیه هم بودند. اول یهودیها قویتر و بیشتر و مسلطتر بودند و مسیحیها را میکشتند. بعد مسیحیها بیشتر شدند و یهودیها را اذیت کردند. یهودیها و مسیحیها در کشورهای اسلامی هر دوی آنها امنیت داشتند. در کشورهای اسلامی هر دو محترم و آزاد بودند و الا خودشان همیشه با هم دشمن بودند. الان هم که میبینید مسیحیان صهیونیست برخی از فرقههای پروتستان و امثال اینها با یهودیها متحد هستند، اینها برخی از دیدگاههای فرقهای است که بین اینهاست که اینها را با هم علیه اسلام متحد کرده است. امثال همین ترامپ، و از آن طرف هم امثال نتانیاهو.
حالا این خاخام اسرائیلی، این خاخام یهودی آمریکایی میگوید که ما برای اولین بار در غرب وقتی احساس آرامش کردیم که آمریکا به وجود آمد و ما آمدیم کمکم بر آنجا مسلط شدیم. وگرنه در اروپا مردم مسیحی همیشه ما را اذیت کردند و با ما دشمن بودند. حالا اینجا ما بر مسیحیان هم مسلط هستیم. حالا ما بر همه آنها حکومت میکنیم. آنها باید به ما مالیات بدهند و از ما اطاعت کنند و این کار را میکنند.
در تمام تصمیمگیریهای اصلی ایالات متحده ما نقش اصلی داریم. حالا این آمارهای مختلفی است که خود اینها میدهند. "نشریه شالوم"، برای خود یهودیهاست. میگوید در کل دنیا میدانیم ۱۴- ۱۵ میلیون یهودی بیشتر نداریم، یعنی کل آنها به اندازه جمعیت تهران هم نیستند. ۶۰ درصد آنها در آمریکا هستند. یعنی ۷- ۸ میلیون. بقیه در اسرائیل هستند. اکثرشان هم میگوید مذهبی نیستند. بیشتر سکولار هستند. فقط یهودی به معنای نژاد!
ما میخواهیم با آمریکا مذاکره کنیم. آمریکا این است.
نشریه شالوم میگوید یهودیان آمریکا ۶۰ درصد یهودیان دنیا، ثروتمندترین قشر آمریکا هستند. ۴۰۰ خانواده ثروتمند عمده آمریکا را داریم. میگوید بیش از نیمی از آنها یهودی هستند. اینها سرمایهدار یهودی هستند. بقیه هم باید به اینها وفادار باشند. اجازه نمیدهند حتی یک ضد اسرائیلی و ضد صهیونیستی باشد. کل یهودیها، جمعیت کمتر از چنددهم درصد جمعیت آمریکا هستند و ۲ درصد رأی دهندگان انتخابات آمریکا هم نیستند، اما اولاً دو برابر آمریکاییها سیاسی هستند؛ و آنچه به نام واژه لابی یهود، لابیهای صهیونیستی در آمریکا مطرح میشود، از آنچه گفته میشود خیلی بیشتر و واقعیتر است به حدی که کسی در آمریکا، حتی رئیسجمهور، نمیتواند شود بدون این که با اینها بیعت کند یا جزو خودشان باشد یا بیعت کند.
میگوید اخبار رسانههای برجسته آمریکایی و اروپا را پیگیری کنید. به وضوح میبینید هیچ رسانهای نیست که تحت کنترل مستقیم یا غیرمستقیم لابیهای یهود نباشد. یا کل سرمایهاش برای اینهاست یا از اینها رشوه میگیرد یا باید به اینها باج بدهد. شما لابی ارمنی، لابی یونانی و... را هم میشنوید ولی اینها هیچ ربطی و هیچ شباهتی با هم ندارند. اینها چهار تا آدم الکی را میفرستند دور یک نماینده کنگره یا یک رشوهای بدهند، مهمانی بدهند، مثلاً توی یک جایی بیا در کنگره ما نطق کن! مثلاً میدانید منافقین، یک عالمه پول میگیرند از همین عربستان و این طرف و آن طرف و خود آمریکاییها، مقامات آمریکایی را در سمینارهاشان دعوت میکنند! یعنی شاید هیچ کس دیگری به مقامات قبلی آمریکا نمیروند که به جلسات منافقین میروند! همه اینها پول میگیرند و میروند! چند ده هزار دلار، چند صد هزار دلار پول میگیرند برای این که یک جلسه آنجا بیایند. رئیس سازمان سیا، رؤسای قبلیشان میآیند. کنگره، معاون رئیسجمهور، وزیر جنگ، وزیر دفاع، رئیس سیا، همه را میآورند.
حالا مقصود این است که از این آمارها که من دارم میخوانم، جنگهای آمریکا که آمریکا دویست و خوردهای سال عمرش است، دویست و خوردهای جنگ تا حالا به کشورهای دیگر حمله کرده است. اول جنگهای داخل قاره آمریکا. رفت فیلیپین و نمیدانم کجا را گرفت و کجا را گرفت و این طرف و آن طرف را. بعد جنگ جهانی اول. امپریالیسم برونقارهای آمریکا تقریباً شروع شد. بعد جنگ دوم. چون در جنگ اول و دوم بینالملل، اروپا نابود شد. یعنی اروپاییها خودشان همدیگر را زدند و نابود کردند. ۷۰- ۸۰ میلیون خودشان همدیگر را کشتند و کل اروپا با خاک یکسان شد. آمریکا دور بود، هیچ ضربهای در جنگ نخورد. آخر جنگ هم وارد شد. در جنگ جهانی دوم هم همین اتفاق افتاد. آمریکا دست نخورده و سالم، بدون این که خسارتی دیده باشد، در حالی که کل دنیا زیر بار جنگ، نابود شده بود بخصوص اروپا، آمریکا دقیقاً آمد مثل کرکس و لاشخورها که آخر سر بالای سر جنازهها که کشته شدند میآیند جنازهها را میخورند، آمریکا اینجوری ابرقدرت شد. سابقه ابرقدرتی آمریکا ۹۰ سال هم نیست. اینها در همین ۷۰- ۸۰ سال اخیر اینجوری شدهاند. دویست و خوردهای جنگ تا حالا راه انداختهاند. الان هم هرچه جنگ است باز اینها هستند. بدون جنگ اصلاً اقتصادشان پیش نمیرود. هم قدرت سیاسیشان و هم اقتصادشان.
آن وقت چه کسانی تئوریهای جنگ را مینویسند؟ چون ارتش آمریکا و پنتاگون را که میدانید همه اینها مزدور و حقوقبگیر هستند. پول میگیرند. برای پول میجنگند. سازمان سیا و پنتاگون که میگویند تصمیمات جهانی را ما میگیریم، چه کسانی در رأس اینها هستند؟ در طول این هفتاد- هشتاد سال اخیر چه کسانی رهبران مثلاً وزیر جنگ، رئیس سازمان سیا، رئیس شورای روابط خارجی و فلان هستند؟ ۴۰- ۵۰ نفر هستند. این چهل - پنجاه نفر شاگردان سه- چهار نفر هستند. یکی از آنها "کیسینجر" است. شاگردان اینها و آدمهای اینها هستند. مشاوران اصلی رئیسجمهورها باید حتماً یکی از اینها باشد. او به او میگوید که آقا اینجا الان... خود کیسینجر این کار را میکرد. نگاه کنید "نظم نوین جهانی". میگوید کلمه نظم نوین جهانی، این اصطلاح خاص مخصوصاً بعد از جنگ دوم خلیج فارس، زمان صدام، این کلمه را بابای بوش به کار برد. اینها خانوادگی رئیس جمهور میشوند اول بابایش میآید بعد بچهاش! "کلینتون" میآید و بعد زنش. "اوباما" و بعد میخواستند همسرش را بیاورند. اینجوری شده!
گفت جهان جدیدی در حال شکلگیری است و دنیا از این به بعد دنیای دیگری است. شوروی (کمونیسم) سقوط کرده است،. ما هم عراق آمدیم و افغانستان و عراق را هم گرفتیم تمام شد. داریم جهان را قورت میدهیم! و در گلویش گیر کرد. و اصلش هم ایران و انقلاب اسلامی در منطقه بود که در گلویشان گیر کرد. از عراق و افغانستان هم مجبور شدند عقب بنشینند.
من عین مقالات و عبارات را دارم میخوانم. میگوید بسیاری مفهوم نظم نوین جهانی را به عنوان پیام رهایی از جنگ سرد، بعد از کنفرانس یالتا تعبیر کردند، در حالی که معنیاش این نبود که جنگ سرد تمام شد، بلکه معنی آن این بود که از این به بعد کل دنیا برای ماست. کمونیستها هم که دیگر نیستند. جنگ طولانی ما با پرچمداران نظام سوسیالیسم، جنگ طولانی ما با سوسیالیستها و کمونیستها پیروزمندانه به پایان رسید. از این پس جهان در کنترل فرهنگ کاپیتالیسم (سرمایهداری) با شعار لیبرال دموکراسی است. بنیادگراهای اسلامی سر راه ماندهاند. اینها هم یک مشت آشغال هستند. مسلمانها یک مشت آشغال هستند که زیر پا آنها را له میکنیم. جهان جدید این است! حالا انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت به شما نشان دادند که چه کسی آشغال است!
میگوید آمریکا روشنفکران خودش را هم، سرمایهداران یهود روشنفکران خودشان را هم سفارش میدهند، همانطور که پیتزا سفارش میدهی، تئوریهای روشنفکری را سفارش میدهند. یکی از اینها که پایان تاریخ را مطرح کرد، "فرانسیس فوکویاما" بود. فرانسیس فوکویاما یکی از سگهای نگهبان کاخ سرمایهداری بود که مستقیم سازمان سیا به او سفارش داد و این مقاله تز پایان تاریخ را نوشت. اصلاً میگوید این سفارش سازمان سیا بود و پول خوبی هم به او دادند. اینها یک تیم وسیعی بودند. ما چندتا تیم را فعال کردیم. خروجی آن به نام "هانتینگتون" و "فوکویاما" و امثال اینهاست. اینها سگهای نگهبان کاخ سرمایهداری هستند. ما برای خودمان روشنفکر، دانشمند علوم اجتماعی، نظریهپرداز، فیلسوف سیاسی و امثال اینها تربیت میکنیم و سفارش میدهیم که ایدئولوژی بساز! بگو اینجا را میخواهیم بگیریم، چه بگوییم؟ یک زمانی هر کسی با ما مخالف بود، میگفتیم کمونیست است. در ایران هم همینطور بود. یادتان هست در ایران هرکس مخالف شاه بود میگفت کمونیست است! تا امام آمد، مرجع کمونیست که دیگر نداریم. حالا که کمونیستها سقوط کردند رفتند به همه تروریست میگویند. اینها میگویند ما یک عده را چی میکنیم که کنات را بسازند.
پیام نظم نوین، استیلای آمریکا و سرمایهداران یهود بر کل جهان باید باشد. در هیچ کشوری هیچ رسانهای ملی و هیچ حکومتی نباید شکل بگیرد که موی دماغ ما باشد. با جنگ، با کودتا، با براندازی، با اغتشاش، با تحریم، اگر کسی مخالفت کند، اینها را باید از پا دربیاوریم که بقیه هم حساب کار خودشان را میکنند. همه هم شجاعت ایستادن جلوی ما را ندارند. ولی نباید بگذاریم کسانی که این شجاعت را دارند، بقیه را تشجیع کنند و به بقیه روحیه بدهند. اینها باید بدترین شکستها را بخورند تا برای بقیه درس عبرت شوند. اگر اینها هی پیروز شوند، هی بیایند جلو، هی بیایند جلو، بقیه هم ممکن است دیوانه شوند. خلاصه یکی از آنها میگوید ایران (انقلاب اسلامی) اسپارتاکوس این دوران بود. این اسپارتاکوس باید سریعتر خفه شود و الا سلسله بردگان به آن ملحق میشوند. حالا تعبیرش احمقانه است، اینطوری که تو مینویسی بیشتر تحریککننده است.
میگوید فوکویاما یکی از اندیشمندان سیاسی و نظریهپردازان آمریکایی وابسته به سیا بود که مستقیم سفارش گرفت که باید بگوییم لیبرال - دموکراسی و نظام سرمایهداری پایان تاریخ است و در سطح جهان هیچ نظامی و هیچ ایدئولوژی دیگری یارای مقاومت در برابر آن را ندارد.
سیطره سیاسی- ایدئولوژیک و اقتصادی آمریکا بر دنیا. البته اینجوری نیست که فقط پول دارند، هوش هم دارند. اصلاً چون باهوش هستند کلاه بقیه را برداشتند. یعنی با یک مشت پخمه روبرو نیستیم، نخبه هستند، نه پخمه. اینها کسانی هستند که توانستند میلیاردرهای بزرگی بشوند و اینها کسانی هستند که توانستند آمریکا را در مشتشان کنترل کنند و نگه دارند و مقامات اروپا را هم دارند کنترل میکنند. کسی در اروپا جرأت نمیکند یک کلمه علیه اسرائیل حرف بزند. این یک سلطه کوچه بازاری نیست بلکه یک سلطه نخبگانی است. یک عده که از بقیه تیزتر، باهوشتر و برنامهریزترند، بر واشنگتن مسلط شدهاند. دلشان به حال مردم آمریکا نمیسوزد، اما آمریکا برای آنها میسوزد. میگوید اینها حتی به فکر منافع آمریکا هم نیستند. یعنی حاضر هستند آمریکا را به خاطر منافع خودشان به خطر بیندازند. مردم آمریکا هم برایشان مهم نیستند.
یک مشت از اینها را که اسم میبرد، میگوید شورای روابط خارجی. این رئیسجمهورهای ما هم هر وقت میروند آنجا، در آن شورا با اینها، مثلاً در ذهنشان این است که اینها متفکران دیپلماسی هستند! عیبی هم ندارد بروند. همه اینها آدمهایی هستند که مستقیم در سازمان سیا، در پنتاگون، در آیپک، اصلاً اینها را تربیتشان کردند و برای همین کارها آوردهاند.
میگوید مثلاً یک رده از اینها در ۴۰ سال گذشته، کیسینجر و شاگردان او بودند. چند نفر را اسم میبرد. کیسینجر مؤسسهای راه انداخت، یک تینگ تانک بزرگ از هیئت مدیرههای کسانی که سیاست خارجی آمریکا و جنگ و صلحهایش را در ۴۰ سال گذشته فرماندهی کرده است. رئیسجمهور تصمیم نمیگیرد، کنگره تصمیم میگیرد. همه اینها بازی است. میگوید اصلاً کسی در کنگره نمیرود الا این که از فیلتر اینها بگذرد.
"برنت اسکاوکرافت" یکی از شاگردان و دست راست کیسینجر و وزیر خارجه سابق یهودی صهیونیست آمریکا که ۴۰ سال تقریباً شخص اول تئوریک سیاست خارجی آمریکا بود. اینها اعضای هیئت مدیره تینگ تانک او هستند. اصلاً مفهوم نظم نوین جهانی از توی جلسههای آنها بیرون آید. یعنی ۷- ۸ نفر نشستند، این کلمه را با این مفهوم را اینها پردازش کردند و بعد تمام رسانههای اینها در سطح آمریکا و دنیا همه همین را هی گفتند. توپخانه راه افتاد و کل دنیا را از این حرفها پر کردند. اصل این حرفها از چهار- پنجتا جلسات اینها بیرون آمد و میآید.
کیسینجر در زمان ریاست جمهوری نیکسون و جرالد فورد هم مشاور امنیت ملی آمریکا و هم سرپرست وزارت خارجه بود و سیاست خارجی آمریکا را به مدت یکی دو دهه به طور کامل رهبری کرد. رئیسجمهورها کارهای نبودند. میدیدند اینها چی میگویند همانها را میگفتند. او یک یهودی و به شدت صهیونیست بود. در دوره او بیشترین کمکها به اسرائیل شروع شد.
"چامسکی" – چند سال پیش مُرد - میگوید اولین بار او خیلی نقش داشت در این که کل سیاست خارجی آمریکا را با هدف اسرائیل کبیر، اسرائیل بزرگ گره زد. و او یکی از خط قرمزهای سیاست خارجی شد. قبلاً بود اما از این به بعد زیاد شد. حتی بعد از این که از مسئولیت وزارت خارجه رفت، باز هم تصمیمگیر اصلی از جمله او در سیاست خارجی بود. لابیها و تینگ تانکها و شخصیتها و شاگردانش که اسم ۷- ۸تای آنها را میبرد، در واقع این لابی اینها بود که در سال ۱۹۸۲ بعد از انقلاب ایران تأسیس کرد. گفت ما در چند مورد تا به حال فقط رودست خوردیم. یکی از آنها در انقلاب ایران بود. کیسینجر گفت ما هیچ جا بازی نخوردیم. یکی از جاهایی که غافلگیر شدیم و شکست خوردیم، این بود که اصلاً باور نمیکردیم در ایران یک آخوند بیاید و ملت هم اینجور پشت او بیایند و یک سال نشده همه طومار ما را بهم بپیچند. اینجا ما باز نفهمیدیم.
میگوید خط سیاست خارجی آمریکا این بود: "اسرائیل هرگز کوچک نباید بشود، فقط میتواند بزرگ شود". سیاست محافل اقتصادی و مالی یهود در آمریکا تماماً در خدمت این سیاست است. اگر آمریکا هم صدمه بخورد، اسرائیل نباید صدمه بخورد! برجستهترین اعضای لابی یهودی همچنان همین تیپهایی هستند که شاگردها و آدمهای اینها، کارمندان اینها هستند که دارند تصمیم میگیرند که اهل سنت را از ما بترسانند. اولین نفر این بود که گفت ایران دارد امپراتوری هخامنشی را احیاء میکند و دوباره به دوران ابرقدرتی هخامنشی رسیده است چون ایران اولین کشوری بوده که در جهان توانسته است حکومت تشکیل بدهد. میدانید اولین حکومت جهان که تشکیل شده که میگویند عقلانیت بوروکراتیک و تقسیم کار حکومتی داشته، ایران بوده است. و میگویند اولین امپراتوری تاریخ هم ایران بوده است.
آن وقت کیسینجر آمد گفت که ایران در حال برگشت است و به دوران هخامنشی برگشته ولی با ایدئولوژی شیعه و انقلابی. الان هم ایران از شبه جزیره هند تا مدیترانه قدرت اول است. این را کیسینجر آمد گفت. بعد هم گفت حواستان باشد اینها شیعه هستند. انقلاب ایران یک انقلاب شیعی است. بعد هم اینها فارس و ایرانی هستند. مسلمانها، شماها ترک و عرب هستید. چند سال پیش اینها گفتند ما در ایران از انقلاب اسلامی شکست خوردیم. بعد در منطقه در عراق، سوریه و امثال اینها از آمریکا و داعش و امثال اینها باز شکست خوردیم. این دفعه جنگ را داخل خود اسرائیل آوردند.
کیسینجر قبل از این قضایا گفت که اگر انقلاب اسلامی متوقف نشود، تاریخ جهان ورق میخورد و تغییر میکند. یعنی اینها هم از کمونیستها، هم از چی و چی، اینها خطرناکتر هستند. برای این که عنصر معنویت هم در ایدئولوژی آنها هست. ما با کمونیستها بحث مادی داشتیم. اینها مفهوم شهادت طلبی را تبدیل به ارزش کردند. یعنی شکست خوردن را هم شکست نمیدانند. اینجوری شدهاند. اصلاً شکست و پیروزی برایشان فرقی نمیکند این خیلی بد است. بعد کیسینجر میگوید هیچ کس حریف انقلاب اسلامی نمیشود چون این یک کشور نیست، یک انقلاب است. ما نمیتوانیم اینها را به لحاظ فیزیکی شکست بدهیم. فقط یک راه دارد. خود مسلمانها را باید به جان هم بیندازیم! این هم خط کیسینجر بود. بعد گفت راهش این است: یکی شیعه و سنی، یکی ایرانی و عرب و عجم و امثال اینها.
بعد ببینید چه جوری سیاستهای صهیونیستی او همین الان دارد عمل میشود. گفت باید یک حکومت اسلامی سنی درست بشود که با آمریکا و اسرائیل دوست باشد و شعار مذهبی هم بدهد. این حکومتهای دیگر کشورهای اسلامی، مسلمانها که الان هستند، اینها را کسی مذهبی نمیداند. اینها همه دیکتاتورهای سکولار بیدین دست نشانده خود ما هستند! یعنی کسی نمیگوید رئیسجمهور مصر و اردن و حاکمان قطر و امثال اینها اسلامی هستند! مثلاً امارات و بحرین اسلامگرا هستند. بیایید از طریق ترکیه و قطر که میگویند مثلاً ما با اخوانیها و اینها با هم هستیم، و همینطور است. اینها یک حکومتی باید درست بشود و جالب است مثال میزند که در عراق یا سوریه. آن زمان هنوز سوریه در جبهه مقاومت بود. راه بیفتد. اینها هیچ خطری نباید برای آمریکا و اسرائیل داشته باشند. باید پشت صحنه با هم باشند، با ما باشند. فقط به این اسم که بگویند بله اسلامگراها، حکومت اسلامی سنی داریم. اینها طرفدار فلسطینیها هم هستند، ولی هیچ کاری نمیکنند.
میگوید تنها راه آن این است که سنی شیعه را از جریانهای ملی به بحثهای حکومتی تبدیل کنیم. کل اکثر جهان اسلام را سد راه انقلاب ایران بکنیم. با این که خمینی گفته است ما شیعه هستیم، اما انقلاب ما شیعه نیست، اسلامی است. بلکه مربوط به مستضعفین جهان است. ولی ما باید بگوییم نه. این انقلاب دنبال منافع شیعه علیه سنیهاست! دنبال منافع ایران علیه عربها و ترکها و... است! این یکی از خطهایی بود که کیسینجر داده است. الان خودش مرده است، کرمها او را خوردند، اما خط او را دارند پیش میبرند.
مقصود این است که این که هی بیایند بر علیه آمریکا تف و لعنت کنیم، اینها فایدهای ندارد. یعنی نسل هم عوض شده است. میدانید ۷۰ درصد اینهایی که انقلاب کردند، مردهاند. ما و بقیه هم که داریم میمیریم. شما هم که جوانتر هستید، شما هم ۲۰- ۳۰ سال بعد میمیرید. ما که بمیریم، یعنی مردیم دیگه بچههای ما و نوهها ما برایشان فرقی ندارد، نمیدانند اینها چیست و چه اهمیتی دارند. اصلاً قاجار چه کسانی بودند، چه میدانیم کی بودند! امیرکبیر یک اسمی میشنویم. فیلمهای هالیوود آمریکا را میبینند، زندگی آنها را میبینند. پلیسش میآید، میگوید هیچی نگو، علیه خودت استفاده میشود. چه پلیس خوب و شیکی دارند!
آمریکای واقعی را هم بشناسیم، هم به بچهها و به این نسل معرفی کنیم. به نظر من این یک راهی است که نتیجه میدهد. هی میگویند این نسل، نسل z است. نسل z چیست؟ ما خودمان زمان خودمان نسل z بودیم از اینها خیلی هم zتر بودیم. کاسه کوزه همه را بهم ریختیم! اصلاً یک روز آرام نداشتیم. همینها بهترین نیروهای انقلاب میتوانند باشند. الان میدانید به قول اینها نسل z در آمریکا و اروپا طرفدار فلسطین هستند. باباهایشان طرفدار اسرائیل هستند، چون در دست آنها تربیت شدهاند. بچههایی که الان به دبیرستان و دانشگاه میروند، اکثرشان با این سرمایهدارها و یهودیها و آمریکا و اسرائیل مخالف هستند. ۵۰۰ تا دانشگاه آمریکا شلوغ شد. نسل z است. اتفاقاً نسل z از نسل x و y و امثال اینها بهتر است. هی میگویند نسل دهه ۶۰. ما که خودمان میدانیم دیگه. چیزی نبود.
هشتگهای موضوعی